خرید بک لینک
رها میشوم اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «رها میشوم» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. و در زندگی قدم میزنممن زنده ام و زندگیارزش رفتن دارد..  آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایمگوش ناامیدی را کر کندخوب میدانم که گاه کفشها،پاهایم را میزند، میفشرد و به درد میاورداما من همچنان خواهم رفتزیرا زندگی ارزش لنگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 18:30

اشتباه یادرست

در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «اشتباه یادرست» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

تبسم سرد من

دلنوشته

اشتباه یادرست

برچسب: نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 18:30

خدایا سلام ....این بار میخوام برای خدا بنویسم خدایا شنیدم میگن ارحم الراحمینی اما نمیخوام ناشکری کنم من فقط شنیدم

برچسب: نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: دوشنبه 12 دی 1401 ساعت: 17:24

این روزها یه کاری دارم انجام میدم نمیدونم اشتباهه یا درست من معمولا براساس عقلم تصمیم میگیرم ولی این روزها تکلیف هم دلم وهم عقلم معلوم نیست واین خیلی منو آزارمیده خدایا خودت کمکم کن راه درست رو نشونم بده خیلی خسته ام.....

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 0:13&nbsp توسط نارنین |

برچسب: اشتباه,یادرست, نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:30

خدایا خسته ام خسته از آدمهایی که بی احترامی میکنن طعنه میزنن ووقتی جوابشونو بدی ماجرا روجوری عکس میکنن که خودتم باورت بشه مقصری .....خدایا مطمین باشم این روزها منو میبینی ,میبینی که چقدر بغض دارم وکمکم نمیکنی ,باورم نمیشه اصلا منو ببینی اگه میبینی چرا هرروز کسایی که دلم رومیشکنن ,جگرم روآتش میزنن بیشترکمکشون میکنی مگه من هم بندت نیستم پس چرا نمیشنوی چرا نمیبینی ...... دلم ازبنده هات گرفته از بنده هایی که زخم میزنن ومن هم با خودم میگم خدا حتما جوابشونو میده من که نمیتونم پس چرا رحمتت بیشتر شامل اونها میشه وبدبختیها سهم من ...گاهی وقتا حس میکنم شاید من مستحق عذابم ولی آخه به کدامین گناه منی که خودم دل شکسته ام سعیم براین بوده دل کسی رو نشکنم چشم کسی رو گریون نکنم پس چرا خودم ازوقتی یادمه چشمام گریون بودن چرا ... به خودم میگم حتما من ساخته شدم برای حرف وکنایه وتحقیر حتما حقمه حتما خدایا توخواستی ,ولی مگه میشه تواینها رو برای بنده ات بخوای اونهم کسی مثل من با این حجم از غم ......خدایا دیگه نمیکشم دیگه نمیتونم خودت یا خلاصم کن یا یه کاری کن هرچند میدونم هیچ وقت صدامو نشنیدی درست مثل تمام ایادامه مطلب

برچسب: خدایا کمکم کن,خدایا دلم گرفته,خدایا شکرت, نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:35

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم من زنده ام و زندگی ارزش رفتن دارد.. آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم گوش ناامیدی را کر کند خوب میدانم که گاه کفشها، پاهایم را میزند، میفشرد و به درد میاورد اما من همچنان خواهم رفت زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ماندن در کار نیست �� گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم نمی اندیشم �� ولی این را میدانم؛ گذشته با آینده یکسان نیست زندگی نه ماندن است نه رسیدن زندگی به سادگی رفتن است به همین راحتی، زندگی چقدر آسان است… زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد..�� ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ… ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ… ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ … ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم؟؟ تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم...... خسته ام.....درست به اندازه تمام این سالهاولی تاکی بشینم غصه بخورم میخوام رها بشم از گذشتم میخوام بپذیرمش باهاش کناربیام اگه بخواد اینجور پیش بره چند سال دیگه هم به خودم میگم هیچی نشدم یا به هیچکدوادامه مطلب

برچسب: رها میشوم,رها ميشوم,رمان رها میشوم, نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:35

چندسالیه من هرمحرم نذری که کرده بودم رو ادا میکنم ولی تازگیها متوجه شدم که نیازی به اداکردن نذرم نیست برای اتفاقی که همون موقع افتاد ومن اصلا متوجه نشدم یه جوری خودم روبه نفهمیدن زدم

حالا نمیدونم غلط یا درست ولی من دیگه نمیخوام نذرمو اداکنم........

برچسب: نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:58

دلم گرفته درست مثل هرروز. هرلحظه که به گذشته برمیگردم همین حسودارم نمیدونم چی بگم نمیدونم حال کسی که بشنوه ۶ماه بیشتر زنده نیست چجورمیشه مسخره است ولی من تجربش کردم اون موقع دلم میخواست بمونم ولی اگه میدونستم همچین سرنوشتی دارم ابدا دلم نمیخواست بمونم بایدشاکرخداباشم که منواز یک قدمی مرگ بلند کرد و ودوباره ی کاری کرد که به مرگ تدریجی دچارشم چقدرسخته به خاطر بیماری نتونی به خیلی چیزایی که میخوای برسی وچقدرمسخره است چون کسی نمیدونه مرضت چیه بگی من این چیزارو نمیخوام وهمش زندگیت دروغ باشه سراسردروغ باشه چقدرسخته با چشمات مرگ عزیزترین کستو ببینیادامه مطلب

برچسب: گذشته,گذشته استمراری,گذشته کامل,گذشته ساده,گذشته think,گذشته کامل استمراری,گذشته read,گذشته fall,گذشته can,گذشته catch, نویسنده: اشکان خوشنام تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 7:27

صفحه بندی